پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۵۹ ب.ظ
سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می امد
من امشب.همینجا.جلوی کولر دراز کشیده بودم.
درست همین موقع بود که امام روح الله را فهمیدم.
در این شب نادر ابراهیمی، امام خمینی را به من خوراند و اندیشه های سخیف من در مورد این مرد-امام خمینی-سوخت و از لای خاکسترش مردی بیرون امد که از فراسوی باور ما امده بود.مردی که بوی گل ها زرد دره قلعه را میداد.
---
*کتاب را خواهر بزرگتر برام خرید
این عکس جلد اولشه
کلا دو جلده
.jpg)
۹۳/۰۵/۳۰